

برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه


اینک زمان رفتن فصلی مهاجر است
فصل امید و نورو کرامت که حاضر است
تا ساعتی دگر که کند ماه نو ظهور
پایان سفره داریه رحمان قادرست
صد شکر که می رسد آوای عید باز
صد حیف از ین قصیده که مصراع آخرست
عید فطر بر عاشقان مبارک
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه


الهی خنکای بهشتت را به ما ارزانی دار و مارا قدردان لطف بی پایانت قرار بده.آمین
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
دستم به سینه رو به حریم تو میکنمخود را فدای دست کریم تو می کنمای آسمان عشق خدا را تو هشتمینخورشید وماه روشن افتاده بر زمینای نور بی زوال و ای آفتاب شرقما جمله در یم ولای تو ایم غرقای موج رحمت بی منته
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
سَلامٌ عَلى عشق بی منتهاسَلامٌ عَلى نور شمس الضحیسَلامٌ عَلى بر زمین بهترینسَلامٌ عَلى نور عین الیقینسَلامٌ عَلى شمس هفت آسمان سَلامٌ عَلى رحمت جاودانسَلامٌ عَلى سید الاولیاءسَلامٌ عَلى اول ال
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
شکر خدا که زندگی ام نذر روضه هاستشکر خدا که روزی ام از سفره ی شماستشکر خدا که که پای شما سینه میزنمشکر خدا که درد مرا نام تان دواستعمری نفس زده ام به هوای نگاه تانعمری سرم به سایه ی این بیرق عزاستقلبم
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
یک بار دیگر از این شهر، کاروان گذشتآری هزار کوکب از این کهکشان گذشتصد کاروان فدایی و صد کاروان عشقبار دگر به وسعت کارون جان گذشتیک نوجوان گرفته بیرق سبزی به شانه هایک پیر قد خمیده چو تیر از کمان گذشتد
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
آسمان دانه ی رحمت به زمین می باردخاک از این بوسه ی نمناک به خود می بالدرخت بی رنگ مه از جانب خود دوخته خاکتارها شاخ درخت، پود ها شبنم پاکآسمان لنگر خود را به زمین دوخته بازنه یکی بلکه دو صد شاخ ور رو
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه